ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

من اومدم

1392/3/11 19:45
نویسنده : ندا
246 بازدید
اشتراک گذاری

سلام سلام سلام به همه ی دوستام، سلام به وبلاگم، سلام به کلمه کلمه نوشته هام...

دوستای عزیزم ممنونم از اینکه به یادمون بودین، باورتون نمیشه که واقعا یادتون بودم... حال همسرم هم خدا رو شکر خیلی بهتره... تو اون ایام که شوک زده بودم نمی تونستم از اتفاقی که برای همسرم افتاده بنویسم، اما امروز که 45 روز از اون روز می گذره می تونم راجع بهش بنویسم... محسنم در حین تعمیر برق مغازه براثر اتفاقی از ارتفاع6متری افتاد و لگنش شکست، واقعا خدا بهمون رحم کرد و بعد از گذراندن روزهای خیلی سخت امروز تونست با عصا بیاد خونه ی مامان جون ابوالفضل... من هم که مسئولیت سخت پرستاری و بچه داری که الحمدلله ختم به خیر شد...

تو این روزها اتفاقات زیادی افتاده و ابوالفضل به مراتب شیرین تر شده، یکی از موهبتهای بودن بابا تو خونه دیدن روز به روز و لحظه به لحظه ی پسری بود...

میام و بازم می نویسم...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (8)

مامان صدرا
12 خرداد 92 8:48
سلام
ندا جونم خیلی خوشحال شدم که همتون سلامتید
دیشب با همسری صحبت می کردم و گفتم که دوست وبلاگیم خیلی وقته که ننوشته و نگرانش هستم و صبح که مطابق هر روز بهتون سر زدم و دیدم که خوش خبر هستید از ته دلم خوشحال شدم
ایم به کام همیشه سلامت و شاد باشید


سلام ممنونم از تمام مهربونیات دوست عزیزم
واقعا از داشتن دوستانی چون شما خوشحالم
مامان ارمیا و ایلمان
12 خرداد 92 9:32
خدا رو هزاران بار شکر.


خدا رو شکر
نسیم-مامان آرتین
12 خرداد 92 10:12
خدارو شکر که همه چی ختم به خیر شده و الانهمتون شاد در کنار هم هستید


فدات شم
نوشين مامان آريا
12 خرداد 92 10:20
سلام ندا جون ديگه امروز ميخواستم بيام پيام بذارم كه كجايي ديدم اومدي خدا رو شكر كه حال همسر مهربان و همگي خوبه. ابوالفضل جان پسمل شيرين ما چطوره دلمون تنگ شده


سلام عزیزم واقعا ممنونم از همدردیت
مامان آنیل
12 خرداد 92 18:28
خدا بد نده دوست عزیز خدارو شکر که همسرتون سلامت و شاد اومدن پیشتون منتظر خاطره های خوب ابولفضل جان هستیم


قربونت برم عزیزم
مامی مائده
17 خرداد 92 13:50
خداروشکر خیلی خوشحال شدم


ممنونم بوس
مامان آراد(خاطره)
18 خرداد 92 15:53
سلام ندا جون...خوبین عزیزم؟
خوشحالم که حال همگی خوبه
تبریک میگم که حال آقای شوهر بهتر شده...خدا به خیر گذرونده...ایشالا که هر چه زودتر حالشون خوب بشه
دلمون براتون تنگ شده بود
ابوالفضل جونمو ببوسش



سلام گلم ممنونم که برامون دعا کردین
دوستون داریم
هدیه
18 خرداد 92 18:09
زن عمو جون دیگه داشتم ناامیدمیشدم که خدارو شکرامدی خیلی خوشحالم کردی


نه عزیزم زن عمو فعاله خودت که می دونی شرایط نبود